همایش عمومی
آمادگی شخصی برای دیدار با منجی
همایش عمومی آوریل ۲۰۲۵


14:10

آمادگی شخصی برای دیدار با منجی

از آموزه‌های منجی پیروی کنید آموزه‌های او نه مبهم و اسرارآمیز و نه پیچیده هستند. وقتی از آنها پیروی می‌کنیم، نیازی به ترس یا اضطراب نداریم.

برادران و خواهران عزیزم، اکتبر گذشته، رئیس راسل ام. نلسون آموزش داد، «برادران و خواهران، اکنون زمان آن است که شما و من خود را برای بازآمدن سَروَر و منجی‌مان، عیسی مسیح، آماده کنیم.» وقتی رئیس نلسون دربارهٔ بازآمدن صحبت می‌کند، آن همیشه همراه با خوش‌بینی شادمانه است. با این حال، اخیراً دختری در [کلاس] ابتدایی به من گفت که هر وقت صحبت بازآمدن پیش می‌آید، او مضطرب می‌شود. او گفت: «من می‌ترسم، چون قبل از اینکه عیسی دوباره بیاید، اتفاقات بدی رخ خواهد داد.»

فقط کودکان نیستند که ممکن است چنین احساسی داشته باشند. بهترین توصیه برای او، برای شما و برای من، پیروی از آموزه‌های منجی است. آموزه‌های او نه مبهم و اسرارآمیز و نه پیچیده هستند. وقتی از آنها پیروی می‌کنیم، نیازی به ترس یا اضطراب نداریم.

در اواخر خدمت دنیوی خود، از عیسی مسیح پرسیده شد که چه زمانی دوباره خواهد آمد. در پاسخ به این سوال، او سه تمثیل ثبت شده در متی ۲۵ را آموزش داد، درباره اینکه چگونه برای دیدار با او آماده شویم—چه در هنگام بازآمد او یا هر زمان که این دنیا را ترک کنیم. این آموزه‌ها بسیار مهم هستند چرا که آمادگی شخصی برای ملاقات با او هدف اصلی زندگی است.

منجی ابتدا تمثیل ده (باکره) دختر جوان را بازگو کرد. در این تمثیل، ده دختر جوان به یک مراسم عروسی رفتند. پنج نفر عاقلانه همراه خود روغن آوردند تا چراغ‌هایشان را پر کنند، و پنج نفر نادانانه این کار را نکردند. وقتی ورود زود هنگام داماد اعلام شد، دختران نادان برای خرید روغن رفتند. وقتی بازگشتند، دیگر دیر بود و درِ مراسم بسته شده بود.

عیسی سه جنبه از این تمثیل را برای کمک به ما مشخص کرد. او توضیح داد:

«و در آن روز، هنگامی که من در شکوهم می‌آیم، آن تمثیلی که من دربارهٔ ده [دختر] گفتم برآورده خواهد شد.

«زیرا آنهایی که خردمند هستند و راستی را دریافت کرده‌اند، و روح مقدّس را به عنوان راهنمایشان برگزیده‌اند، و فریب نخورده‌اند — همانا من به شما می‌گویم، آنها … در آن روز تاب خواهند آورد.»

به عبارت دیگر، آنها نیازی به ترس یا نگرانی نداشتند زیرا آنها نجات یافته و موفق می‌شدند. آنها غالب (پیروز) خواهند شد.

اگر خردمند باشیم، حقیقت را با پذیرش مژدهٔ عیسی مسیح از طریق آیین‌ها و پیمان‌های کشیشی دریافت می‌کنیم. سپس، تلاش می‌کنیم تا شایستهٔ حضور دائم روح القُدس با خود باشیم. این قابلیت باید به طور فردی و شخصی، قطره قطره به دست آید. اعمال عبادتی مداوم، شخصی و خصوصی، روح القُدس را دعوت می‌کند تا ما را هدایت کند.

سومین اصلی که عیسی به آن اشاره کرد، اجتناب از فریب خوردن است. منجی هشدار داد:

«مواظب باشید كه کسی شما را گمراه نسازد.

«زیرا بسیاری به نام من خواهند آمد و خواهند گفت: من مسیح هستم. و [آنها] بسیاری را گمراه خواهند كرد.»

منجی می‌دانست که ظاهرسازان سعی خواهند کرد حتی برگزیدگان را فریب دهند و بسیاری از پیروان فریب خواهند خورد. ما نه باید کسانی را باور کنیم که به دروغ ادعای تأیید الهی می کنند و نه به بیابان‌های استعاری یا اتاق‌های مخفی یا محل‌های سری برویم تا توسط افراد جعلی آموزش داده شویم.

کتاب مورمون به ما می‌آموزد که چگونه می‌توانیم فریب‌کاران را از پیروان تشخیص دهیم. پیروان همیشه ترویج می‌کنند که به خدا ایمان داشته باشیم، به او خدمت کنیم و کارهای نیک انجام دهیم. ما فریب نخواهیم خورد تا زمانی که به دنبال افراد مورد اعتماد که خود پیروان وفادار منجی هستند باشیم و از آنها مشاوره بگیریم.

ما همچنین می‌توانیم با عبادت منظم در معبد از فریب خوردن اجتناب کنیم. این به ما کمک می‌کند تا دیدگاهی جاوید را حفظ کنیم و از ما در برابر تاثیراتی که ممکن است از مسیر پیمان ما را منحرف یا گمراه کنند، محافظت می‌کند.

درس اساسی مثَلِ این ده دختر جوان [ده باکره] این است که زمانی حکمت داریم که مژده را بپذیریم، تلاش کنیم تا روح‌القدس همراه ما باشد و از فریب خوردن اجتناب کنیم. پنج دختر عاقل نمی‌توانستند به کسانی که روغن نداشتند کمک کنند. هیچ‌کس نمی‌تواند به جای ما مٰٰژده را بپذیرد، روح‌القدس را به عنوان راهنما بگیرد و از فریب خوردن اجتناب کند. ما باید این کار را برای خودمان انجام دهیم.

منجی سپس تمثیل سه غلام را بیان کرد. در این تمثیل، مردی مقادیر مختلفی سرمایه،در قالب سکه‌های طلا به سه غلام خود داد. به یکی از غلامان پنج هزار سکه طلا داد، به دیگری دو هزار سکه طلا و به سومی هزار سکه طلا. با گذشت زمان، دو غلام اول آنچه را که دریافت کرده بودند دو برابر کردند. اما غلام سوم فقط هزار سکهٔ طلای خود را دفن کرد. به دو غلامی که سکه‌‌های خود را دو برابر کرده بودند، مرد گفت: «آفرین، ای غلام خوب و امین، تو در امر كوچكی امانت و درستی خود را نشان دادی، من حالا كارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد. بیا و در شادی ارباب خود شریک باش»

سپس مرد غلامی را که سکه‌‌های خود را دفن کرده بود، به خاطر «بدسرشت و تنبل» بودن او سرزنش کرد. سکه‌‌های این غلام از او گرفته شده و او بیرون رانده شد. با این حال، اگر این غلام سکه‌‌های خود را دو برابر کرده بود، همان تحسین و پاداشی را که سایر غلامان دریافت کردند، او نیز دریافت می‌کرد.

یکی از پیام‌های این تمثیل این است که خدا از ما انتظار دارد تا توانایی‌هایی را که به ما داده شده است را رشد دهیم، اما نمی‌خواهد که توانایی‌های خود را با توانایی‌های دیگران مقایسه کنیم. این دیدگاه را در نظر بگیرید که توسط دانشمند حسیدی قرن هجدهم، زوسیا از آنیپول ارائه شده است. زوسیا معلم معروفی بود که با نزدیک شدن به مرگ، شروع به ترسیدن کرد. پیروانش از او پرسیدند: «استاد، چرا می‌لرزی؟ تو زندگی خوبی داشته‌ای. قطعا خدا پاداش بزرگی به تو خواهد داد.»

زوسیا گفت: «اگر خدا به من بگوید، «زوسیا، چرا مانند موسیِ دیگری نبودی؟» من خواهم گفت: «چون بزرگی روحی که به موسی دادی را به من ندادی.» و اگر من در حضور خدا بایستم و او بگوید، «زوسیا، چرا سلیمانِ دیگری نبودی؟» من خواهم گفت: «چون حکمت سلیمان را به من ندادی.» اما، افسوس، چه خواهم گفت اگر در حضور آفریننده خود بایستم و او بگوید: «زوسیا، چرا زوسیا نبودی؟ چرا کسی نبودی که من توانایی تبدیل شدن به او را به تو دادم؟» آه، به این دلیل است که من می‌لرزم.»

در واقع، اگر ما بر شایستگی‌ها، رحمت و شفقت منجی تکیه نکنیم تا توانایی‌های خدادادی که دریافت کرده‌ایم را رشد دهیم، خدا ناامید خواهد شد. با کمک محبت‌آمیزش، او انتظار دارد که ما به بهترین نسخهٔ خودمان تبدیل شویم. اینکه ما ممکن است با توانایی‌های متفاوت شروع کنیم، برای او بی‌اهمیت است. و آن باید برای ما هم همینطور باشد.

سرانجام، منجی تمثیل روز داوری را بیان کرد. وقتی او با شکوه خود باز می‌گردد، «تمام ملل روی زمین در حضور او جمع می‌شوند. آنگاه او مانند شبانی كه گوسفندان را از بُزها جدا می‌کند، آدمیان را به دو گروه تقسیم خواهد كرد. گوسفندان را در دست راست و بُزها را در دست چپ خود قرار خواهد داد.»

آنهایی که در سمت راست او بودند، وارثان ملکوت او شدند، و آنهایی که در سمت چپ او بودند، هیچ ارثی دریافت نکردند. ویژگی متمایز کننده این بود که آیا آنها وقتی او گرسنه بود به او خوراک دادند، وقتی تشنه بود به او آب دادند، وقتی غریب بود به او پناه دادند، وقتی برهنه بود او را پوشاندند و وقتی او بیمار یا زندانی بود به عیادتش رفتند.

همه، هم کسانی که در سمت راست بودند و هم کسانی که در سمت چپ بودند، متحیر شدند. آن‌ها پرسیدند که چه زمانی به او غذا، آب، لباس داده‌اند یا چه زمانی نداده‌اند، یا چه زمانی وقتی او آسیب‌پذیر بود به او کمک کرده‌اند یا نکرده‌اند. در پاسخ سرور فرمود، «بدانید آنچه به یکی از كوچكترین پیروان من كردید، به من كردید.»

پیام این تمثیل روشن است: وقتی در خدمت دیگران هستیم، در خدمت خدا هستیم. وقتی این کار را نمی‌کنیم، ناامیدش می‌سازیم. او از ما انتظار دارد که از هدیه‌ها، استعدادها و توانایی‌هایمان برای برکت دادن به زندگی فرزندان پدر آسمانی استفاده کنیم. انگیزه الهی برای خدمت به دیگران در شعری که در قرن نوزدهم توسط شاعر فنلاندی، یوهان لودویگ رونبرگ نوشته شده است، به تصویر کشیده شده است. من و خواهر و برادرهایم در طول دوران کودکی‌مان بارها شعر «کشاورز پائاوو» را شنیدیم. در این شعر، پائاوو کشاورز فقیری بود که به همراه همسر و فرزندانش در منطقه‌ای دریاچه‌ای در مرکز فنلاند زندگی می‌کرد. برای چند سال متوالی، بیشتر محصولات او از بین رفت، چه بر اثر آب شدن برف‌های بهاری، توفان‌های تگرگ تابستانی یا یخبندان زودرس پاییزی. هر بار که برداشت ناچیزی انجام می‌شد، همسر کشاورز ناله می‌کرد: «پائاوو، پائاوو، مرد پیر بدبخت، خدا ما را رها کرده است.» پائاوو در مقابل، با استواری گفت: «برای اینکه بچه‌ها گرسنه نمانند، پوست درخت را با آرد چاودار مخلوط کن تا نان درست کنیم. من سخت‌تر کار خواهم کرد تا زمین‌های باتلاقی را خشک کنم. خدا دارد ما را آزمایش می‌کند، اما او [برای ما] فراهم خواهد کرد.»

هر بار که محصولات از بین می‌رفت، پائاوو به همسرش می‌گفت که مقدار پوست درخت را که با آرد مخلوط می‌کرد را دو برابر کند تا از گرسنگی جلوگیری شود. او همچنین سخت‌تر کار می‌کرد و با حفر کانال‌هایی زمین را خشک می‌کرد تا آسیب‌پذیری زمین‌هایش را نسبت به رَواناب بهاری و یخبندان زودرس پاییزی کاهش دهد.

پس از سال‌ها سختی، پائاوو سرانجام محصول فراوانی برداشت کرد. همسرش با شادی فریاد زد: «پائاوو، پائاوو، این‌ها اوقات خوشی هستند! زمان آن رسیده که پوست درخت را دور بریزیم و نانی فقط با چاودار بپزیم.» اما پائاوو با جدیت دست همسرش را گرفت و گفت: «نیمی از آرد را با پوست درخت مخلوط کن، زیرا زمین‌های همسایه‌مان یخ زده است.» پائاوو فراوانی خود و خانواده‌اش را فدا کرد تا به همسایه ویران‌شده و بی‌چیز خود کمک کند.

درس تمثیل منجی دربارهٔ روز داوری این است که ما باید از هدیه‌هایی که به ما داده شده است—زمان، استعدادها و برکات—برای خدمت به فرزندان پدر آسمانی استفاده کنیم، به ویژه آسیب‌پذیرترین و نیازمندترین افراد.

دعوت من به آن کودک‌ِ مضطربِ [کلاسِ] ابتدایی که قبلاً اشاره کردم، و به هر یک از شما، این است که از عیسی مسیح پیروی کنید و به روح‌القدس اعتماد کنید همان‌طور که به یک دوست عزیز اعتماد می‌کنید. به کسانی تکیه کنید که شما را دوست دارند و منجی را دوست دارند. هدایت خدا را برای پرورش توانایی‌های منحصر به فردتان بطلبید، و به دیگران کمک کنید، حتی وقتی آسان نیست. شما آماده خواهید بود تا با نجات‌دهنده دیدار کنید، و می‌توانید به رئیس‌ نلسون بپیوندید و با خوش‌بینی شاد باشید. با این کار، همان‌طور که به آماده‌سازی جهان برای بازآمدن عیسی مسیح کمک می‌کنید، و با امید کافی برکت خواهید یافت تا به آسایش سَروَر وارد شوید، هم اکنون و هم در آینده.

همان‌طور که در یکی از سرودهای جدیدمان می‌خوانیم:

شادمان باش! و برای آن روز آماده شو! …

هیچ‌کس روز و ساعت بازگشت او را نمی‌داند،

اما او بازخواهد گشت، همانطور که نوشته‌های مقدس می‌گویند؛ آن روزی شادی‌بخش خواهد بود

وقتی منجی محبوب ما دوباره بازگردد.

به نام عیسی مسیح، آمین.

یادداشت‌ها

  1. راسل ام. نلسون، «سروَر عیسی مسیح دوباره خواهد آمد،» لیاحونا، نوامبر ۲۰۲۴، ۱۲۱.

  2. ما نیازی به نگرانی نداریم، زیرا عیسی مسیح ما را تغییر خواهد داد تا آماده دیدار با او باشیم. زمانی که به طور مداوم پیمان‌های خود را محترم می‌شماریم و پیمان‌‌ها را رعایت می‌کنیم، به تدریج از طریق رحمت و برکات او، بیشتر و بیشتر شبیه منجی خواهیم شد. و با انجام این کار، برای باز آمدنِ او آماده خواهیم شد. آنطور که در ۱ یوحنا ۳: ۲–۳ بیان شده است:

    «محبوب، حالا ما پسران خدا هستیم، و هنوز به نظر نمی‌رسد که باشیم: امّا می‌دانیم که، وقتی ظاهر خواهد شد، ما مانند او خواهیم بود؛ چونکه او را همانطور که هست خواهیم دید.

    «هرکه در مسیح چنین امیدی دارد خود را پاک می‌سازد، همان‌طور كه مسیح پاک است.»

  3. بازآمدن سرور در آغاز دوره هزاره رخ خواهد داد، زمانی که او با شکوه باز می‌گردد، و همه تصدیق خواهند کرد که او مسیح موعود بوده و هست (رجوع کنید به اشعیا ۴۵: ۲۳؛ زکریا ۱۲: ۱۰؛ اصول و پیمان‌ها ۸۸: ۱۰۴).

  4. راسل اِم. نلسون، «پیام خوش آمد» لیاحونا، مِه ۲۰۲،۶.

  5. رجوع کنید به ترجمه جوزف اسمیت، متی ۲۵: ۱ (در متی ۲۵: ۱، پانوشتمتی ۲۵: ۱–۴، ۶–۱۳.

  6. اصول و پیمان‌ها ۴۵: ۵۶–۵۷.

  7. رجوع کنید به دیوید اِی. بدنار، «به خدا گرویدن،» لیاحونا نوامبر.۲۰۱۲، ۱۰۹.

  8. رجوع کنید به ۲ نیفای ۳۲: ۵.

  9. متّی ۲۴: ۴–۵.

  10. رجوع کنید بهترجمه جوزف اسمیت—متی ۱: ۵–۶، ۸–۹، ۲۱–۲۲، ۲۵–۲۶.

  11. رجوع کنید به مورونی ۷: ۱۳، ۱۵–۱۷. آموزه‌های کتاب مورمون با آموزه‌های کتاب مقدس ترکیب شده و آنها را روشن می‌کند «[برای] رد کردن اصول نادرست» (۲ نیفای ۳: ۱۲). شاید این بخشی از دلیل تعلیم رئیس‌ راسل ام. نلسون باشد که کتاب مورمون ابزاری از سوی خدا است برای آماده‌سازی جهان برای بازآمدنِ مسیح. (رجوع کنید به «کتاب مورمون، گردآوری اسرائیل، و بازآمدن دوباره،» لیاحونا، ژوئیه ۲۰۱۴، ۲۷).

  12. رجوع کنید به راسِل ام. نِلسون، «سِلِستیالی فکر کنید!،» لیاحونا، نوامبر.۲۰۲۳، ۱۱۹. رئیس نلسون همچنین آموزش داد: «گواهی [خود] را با فلسفه‌های نادرست مردان و زنان بی‌ایمان آلوده نکنید» («بر جهان چیره شوید و آرامش پیدا کنید،» لیاحونا، نوامبر. ۲۰۲۲، ۹۷). «سؤالات خود را از سرور و سایر منابع با ایمان بپرسید. … شک‌های خود را با تکرار آن‌ها در میان شک‌کنندگان دیگر افزایش ندهید» («مسیح برخاسته است؛ ایمانِ به او کوه‌ها را به حرکت در خواهد آورد،» لیاحونا، مه ۲۰۲۱، ۱۰۳). همانطور که آلما کشیش اعظم، پیامبر کتاب مورمون، نصیحت کرد: «به هیچ کسی اعتماد نکنید که آموزگار شما یا خدمتگزار شما باشد، جز اینکه او مرد خدا باشد، در راه های او گام برداشته و فرمان های او را نگاه دارد»(موصایا ۲۳: ۱۴). در این دوره، منجی به ما آموخت که تنها به کسانی تکیه کنیم که «روحشان پشیمان است، … زبانشان فروتن است و تقویّت روحی می کند، … که زیر قدرت او می‌لرزند … و … طبق وحی و حقایقی که به شما عطا کرد‌ه‌ام، ثمرات ستایش و حکمت را به بار می‌آورند.»(اصول و پیمان‌ها ۵۲: ۱۴–۱۹).

  13. راسل ام. نلسون، «سَروَر عیسی مسیح دوباره خواهد آمد،» ۱۲۱.

  14. هنگامی که آیین‌های نیابتی از طرف اجداد درگذشته انجام می‌شود، آن اجداد خودشان تصمیم می‌گیرند که آیا مژده را بپذیرند و وفادار بمانند یا نه. حتی در آن شرایط، هیچ کس برای دیگری تصمیم نمی‌گیرد.

  15. رجوع کنید به متّی ۲۵: ۱۴–۳۰.

  16. رجوع کنید به Guide to the Scriptures [راهنمای نوشته‌های مقدس]، «Talent [غلام]». یک هزار سکه طلا واحد وزن و ارزش پولی باستانی در دوران یونان و روم بود. تخمین زده می‌شود که یک هزار سکه طلا حدود ۶۰۰۰ دیناری ارزش داشت، و از آنجایی که یک دینار تقریباً دستمزد یک روز کارگر بود، یک هزار سکه طلا معادل حدود ۲۰ سال دستمزد یک کارگر متوسط ​​خواهد بود.

  17. متّی ۲۵: ۲۱؛ همچنین رجوع کنید به آیه ۲۳.

  18. رجوع کنید به متّی ۲۵: ۲۴–۲۶.

  19. با گسترش این تمثیل، در طرح جاودان چیزها، هنگامی که هر غلام در شادی سرور خود سهیم می‌شود و وارث تمام دارایی‌های سرور می‌گردد، تفاوت‌های ظاهری و جزئی در آنچه هر غلام در ابتدا داشت، ناچیز می‌شود.

  20. علاوه بر این، سرور سکه‌های طلای ذکر شده در این تمثیل را به جنبه‌های مختلف زندگی و مژده، از جمله دانش و گواهی (رجوع کنید به عاتر ۱۲: ۳۵؛ اصول و پیمان‌ها ۶۰: ۲، ۱۳) و همچنین دارایی و مباشرت (رجوع کنید به اصول و پیمان‌ها ۸۲: ۱۸) تشبیه می‌کند.

  21. رجوع کنید به هارولد اس. کوشنر، Overcoming Life’s Disappointments [غلبه بر نا امیدی‌های زندگی] (۲۰۰۶)، ۲۶.

  22. همانطور که در مژده‌ام را موعظه کن: راهنمای به اشتراک گذاشتن مژده عیسی مسیح (۲۰۲۳)، ۴۸ آمده، «هر آنچه در زندگی ناعادلانه است، می‌تواند از طریق کفاره عیسی مسیح درست شود.»

  23. رجوع کنید به متّی ۲۵: ۳۱–۴۶.

  24. متّی ۲۵: ۳۲–۳۳.

  25. رجوع کنید به متّی ۲۵: ۳۷–۳۹، ۴۴.

  26. آلما ۲۵: ۴۰؛ همچنین رجوع کنید به آیه ۴۵.

  27. رجوع کنید به موصایا ۲: ۱۷. وقتی مژده او را به اشتراک می‌گذاریم، به التیام دل‌های شکسته کمک می‌کنیم (رجوع کنید به اشعیا ۶۱: ۱–۳؛ و لوقا ۴: ۱۶–۲۱)، به ضعیفان کمک می‌کنیم، دستان افتاده را بلند می‌کنیم و زانوهای سست را تقویت می‌کنیم (رجوع کنید به اصول و پیمان‌ها ۸۱: ۵)، ما در مأموریت منجی شرکت می‌کنیم.

  28. لایه داخلی پوست درخت توس حاوی مقداری هیدرات کربن و الیاف است. آن می‌تواند به عنوان آخرین راه حل مصرف شود.

  29. رجوع کنید به Johan Ludvig Runeberg, “Högt Bland Saarijärvis Moar,” Idyll och epigram Dikter (1830), nummer 25; Suomen kansalliskirjallisuus (Helsinki, 1941), 9:50–52; sv.wikisource.org/wiki/Högt_bland_Saarijärvis_moar. ترجمه از سوئدی از خود من است.

  30. این نشان دهنده آن چیزی است که خداوند به اسرائیل باستان دستور داد انجام دهند: «همیشه افراد تنگدست و نیازمند اسرائیلی خواهند بود، پس من به شما فرمان می‌دهم با آنها سخاوتمند باشید.»(تثنیه ۱۵: ۱۱)

  31. برای یک سخنرانی عالی در مورد بازآمدن و راه‌های آمادگی برای آن، به دالین اچ. اوکس، «آمادگی برای بازآمدن،» لیاحونا، مه ۲۰۰۴، ۷–۱۰ رجوع کنید.

  32. رجوع کنید به راسل اِم. نلسون، «بر جهان چیره شوید و آرامش پیدا کنید،» ۹۵–۹۸. رئیس نلسون تعلیم داد، «یکی از عناصر حیاتی این گردهم‌آیی، آماده کردن مردمی است که قادر، آماده و شایستۀ پذیرا بودن سَروَر در هنگام بازگشت او باشند. مردمی که قبلاً عیسی مسیح را بر این جهان سرشار از گناه انتخاب کرده‌اند؛ مردمی که از حق اختیار خود برای زندگی در قوانین عالی‌تر و مقدس‌تر عیسی مسیح خوشحال می‌شوند».(«بر جهان چیره شوید و آرامش پیدا کنید،» ۹۸).

  33. رجوع کنید به مورونی ۷: ۳. رئیس جوزف اف. اسمیت تعلیم داد: «آسایشی که به آن اشاره شده است، آسایش جسمانی نیست. … [این] آسایش و صلح روحانی است که از اعتقاد ثابت به حقیقت ناشی می‌شود. … بنابراین، ما می‌توانیم امروز با درک حقایق مژده، دارای آسایش سرور شویم. … [کسانی که دارای این آسایش هستند، کسانی هستند] که ذهنشان قانع شده است و چشمان خود را با عزمی شکست‌ناپذیر در قلبشان برای ثابت قدم بودن در حقیقت، به نشان گمارش والای خود دوخته‌اند و با فروتنی و پارسایی در مسیری که برای … پیروان عیسی مسیح مشخص شده است، گام برمی‌دارند. اما بسیاری هستند که با نرسیدن به این نقطه از اعتقاد راسخ، با هر بادی از آموزه‌ها به این سو و آن سو رانده می‌شوند و در نتیجه ناآرام، آشفته و بی‌قرار هستند. اینها کسانی هستند که از حوادثی که در کلیسا، در ملت، و در آشوب‌های بشریت رخ می‌دهد، دلسرد می‌شوند. … آنها احساس سوء ظن، ناآرامی و عدم اطمینان را در خود جای می‌دهند. افکارشان آشفته می‌شود و با کمترین تغییر هیجان‌زده می‌شوند، مانند کسی که در دریا است که جهت‌ خود را از دست داده است» (اصول مژده، ویرایش پنجم. [۱۹۳۹]، ۱۲۶).

  34. «وقتی منجی دوباره می‌آید،» سرودها—برای خانه و کلیسا، کتابخانهٔ مژده.