«به من نزدیک شوید»
عیسی مسیح هر یک از ما را دوست دارد. او این فرصت را به ما میدهد که به او نزدیکتر شویم.
برادران و خواهران محبوبم، من سپاسگزارم که در این کنفرانس عمومی کلیسای عیسی مسیح مقدسین آخرین زمان در کنار شما باشم. این کلیسای او میباشد! ما در مکانها و خانههای سراسر جهان به نام او گرد هم آمدهایم.
وقتی وارد ملکوت او میشویم نام او را بر خود میگیریم. او پسر یگانه زادۀ خدا است. ما انسانهایی فانی هستیم که در معرض مرگ و گناه قرار داریم. با این حال، با عشق او به ما، او ما را دعوت میکند که به منجی نزدیک باشیم.
این دعوت او به ماست: «بمن نزدیک شوید و من به شما نزدیک خواهم شد، در جستجوی من کوشا باشید و شما مرا پیدا خواهید کرد؛ بپرسید، و شما جواب دریافت خواهید کرد؛ در بزنید، و آن بر شما گشوده خواهد شد.»
گاهی احساس میکنیم که به منجی، عیسیمسیح، نزدیک هستیم. و با این حال، گاهی اوقات، در سختیهای این زندگی فانی، ممکن است احساس کنیم که کمی از او دور هستیم و آرزو کنیم نشانهای داشته باشیم که او از آنچه در دل ماست آگاه است و هر کدام از ما را به طور شخصی دوست دارد.
دعوت منجی شامل راه احساس این اطمینان خاطر است. با همیشه به یاد داشتن او، به او نزدیک شوید. او را با پشتکار از طریق مطالعه نوشتههای مقدس بجوییم. از طریق دعای صمیمانه از پدر آسمانی بخواهید که احساس نزدیکی بیشتری به پسر محبوب او داشته باشید.
یک راه ساده برای فکر کردن در مورد آن وجود دارد. این همان کاری است که شما اگر مدت زمانی از دوستان عزیزتان جدا شوید، انجام میدهید. شما راهی برای صحبت با آنها پیدا میکردید، هر حرفی که از آنها میشنیدید را گرامی میداشتید، و تمام تلاشتان را برای کمک به آنها میکردید.
هر چه بیشتر این اتفاق بیفتد و مدت آن طولانیتر شود، پیوند محبت شما قویتر خواهد شد و شما احساس خواهید کرد که به یکدیگر نزدیکتر میشوید. اگر زمان زیادی بدون صحبت کردن یا فرصت کمک به یکدیگر بگذرد، پیوند ضعیف خواهد شد.
عیسی مسیح هر یک از ما را دوست دارد. او این فرصت را به ما میدهد که به او نزدیکتر شویم. مانند یک دوست مهربان، شما همینطور این کار را انجام خواهید داد، با برقراری ارتباط از طریق دعا به پدر آسمانی به نام عیسی مسیح، گوش دادن به راهنماییهای مفید از روحالقدس و سپس با خوشحالی به خدمت به دیگران برای منجی خواهید پرداخت. به زودی شما آن برکت نزدیکتر شدن به او را احساس خواهید کرد.
در جوانیام، شادی نزدیکتر شدن به منجی—و نزدیکتر شدن او به من—را از طریق اعمال سادهٔ اطاعت از فرمانهایش تجربه کردم. زمانی که من جوان بودم، مراسم عِشای مقدّس در یک جلسه عصرانه ارائه میشد. هنوز آن شب ویژه را به یاد دارم، شبی که بیش از ۷۵ سال پیش بود، در حالی که بیرون تاریک و سرد بود. احساس نور و گرما را در کلیسا به یاد دارم، هنگامی که دریافتم فرمان گرد هم آمدن با مقدسین برای برداشتن عِشای مقدّس را رعایت کردهام و با پدر آسمانیمان پیمان بستهام که همیشه پسرش را به یاد داشته باشم و فرمانهای او را نگهدارم.
در پایان جلسه ما سرود «با من بمان؛ دمِ غروب ،» را خواندیم با کلمات به یادماندنی، «ای منجی، این شب را با من بمان.»
این کلمات حس طاقت فرسای روح القدس را برای من به ارمغان آورد، حتی به عنوان یک پسر جوان. من عشق و نزدیکی منجی را آن شب از طریق تسلی روح القدس احساس کردم.
سالها بعد، من میخواستم همان احساسات عشق به منجی و نزدیکیای را که در آن جلسهٔ عشای مقدس در جوانانیم نسبت به سَروَر احساس کرده بودم، دوباره فروزان کنم. پس من فرمان دیگری را که جستجوی نوشتههای مقدس بود، حفظ کردم.
در کتاب لوقا، روز سوّم پس از مصلوب شدن و دفن او، میخواندم که خدمتگزاران باایمان، و وفادار به عشق به منجی، آمده بودند تا بدن او را تدهین کنند. وقتی رسیدند، متوجه شدند سنگ از روی قبر کنار رفته و دیدند که بدن او در آنجا نیست.
دو فرشته که ایستاده بودند آنجا پرسیدند چرا ترسیدهاند:
«چرا زنده را در میان مردگان میجویید؟
«او اینجا نیست بلكه زنده شده است. آنچه را كه در موقع اقامت خود در جلیل به شما گفت، بهیاد بیاورید،
«كه چطور پسر انسان میبایست به دست خطاكاران تسلیم گردد و مصلوب شود و روز سوم دوباره بلند شود.
آن عصر در غروب، دو پیرو از اورشلیم در راه عمواس میرفتند، و سَروَر رستاخیز شده بر آنها پدیدار شد و با آنها همراه شد.
کتاب لوقا به ما این امکان را میدهد که در آن شامگاه با آنان همراه شویم:
«و چنین گذشت که همینطور كه سرگرم صحبت و مباحثه بودند، خود عیسی سر رسید و با آنان همراه شد.
«امّا چیزی جلوی چشمان آنها را گرفت، به طوری که او را نشناختند.
«او از آنان پرسید: موضوع بحث شما در بین راه چیست که در جای خود ایستادهاید و اندوهگین هستید؟
«و یكی از آن دو كه نامش كلیوپاس بود در پاسخ به او گفت: گویا تو در اورشلیم غریبی و از وقایع چند روز اخیر بیخبری؟»
آنها از غم و اندوه خود به او گفتند که عیسی مرده است در حالی که آنها اطمینان داشتند او ضامن اسرائیل خواهد بود.
حتماً محبت در صدای سَرورِ برخاسته از مرگ موج میزده است، هنگامی که با این دو شاگرد اندوهگین و سوگوار سخن میگفت.
همانطور که به خواندن ادامه دادم، به این کلمات رسیدم که قلبم را گرم کرد، درست همان احساسی که در کودکی داشتم:
«در این هنگام نزدیک دهكدهای كه به طرف آن میرفتند رسیدند و گویا او میخواست به راه خود ادامه دهد.
«امّا به او اصرار كردند، نزد ما بمان چون غروب نزدیک است و روز تقریباً به پایان رسیده. بنابراین عیسی وارد خانه شد تا نزد ایشان بماند.»
منجی آن شب دعوت ورود به خانهٔ پیروانش را پذیرفت. او با آنها سر سفره نشست. او نان گرفت، آن را برکت داد، پاره کرد، و آن را به آنها داد. چشمانشان باز شد، و او را شناختند. ولی فوراً از نظر آنها ناپدید شد.
لوقا احساسات آن پیروان مبارک را برای ما ثبت کرده است: «آنها به یكدیگر گفتند، دیدی وقتی در راه با ما صحبت میكرد و کتابمقدّس را تفسیر میکرد، چطور دلها در سینههای ما میتپید؟»
سپس دو پیرو به اورشلیم بازگشتند تا به یازده رسول بگویند چه اتفاقی افتاده بود. هنگامی که آنها تجربهٔ خود را به اشتراک میگذاشتند، منجی دوباره ظاهر شد.
عیسی در بین ایشان ایستاد و به آنها گفت: «صلح و سلامتی بر شما باد.» او سپس نبوتهای مأموریت خود برای کفاره دادن برای گناهان تمام فرزندان پدرش و شکستن بندهای مرگ را مرور کرد.
«و فرمود، این است آنچه نوشته شده كه مسیح باید عذاب مرگ را ببیند و در روز سوم دوباره زنده شود:
«و اینکه توبه و آمرزش گناهان بایستی به نام او موعظه با آغاز از اورشلیم به همهٔ ملّتها اعلام گردد.
«و شما بر همهٔ اینها گواه هستید.»
به عنوان پیروان محبوب او، هر فرزند پدر آسمانی که تصمیم گرفته است از دروازهٔ تعمید وارد شود، پیمان بستهاست که شاهدی برای منجی باشد و در طول زندگی فانی خود از نیازمندان مراقبت کند. این تعهد قرنها پیش توسط آلما پیامبر کتاب مورمون در آبهای مورمون برای ما آشکار شد:
«از آنجایی که شما خواستار هستید تا به گلّۀ خدا در آیید و مردم او خوانده شوید، و خواهان آن هستید تا بار سنگین یکدیگر را به دوش بکشید که آنها سبک شوند؛
«آری، و خواهان هستید تا با کسانی که سوگواری می کنند سوگواری کنید؛ آری، و کسانی که نیازمند تسلِی هستند را تسلّی دهید، و در همۀ زمان ها و در همۀ چیزها، و در همۀ جاهایی که شما باشید به عنوان گواهان خدا بایستید… حتّی تا مرگ، که شما از سوی خدا بازخرید شوید، و … که زندگی جاویدان داشته باشید.»
اگر به این وعدهها وفادار بمانید، خواهید دید که سَروَر نیز به وعدهی خود عمل میکند تا در خدمتتان با شما یکی شود و بارهای شما را سبک سازد. شما تا منجی را خواهید شناخت و با گذشت زمان به او شبیه خواهید شد و «در او [مسیح] کامل میشوید». با کمک به دیگران، خواهید دید که به منجی نزدیکتر میشوید.
بسیاری از شما عزیزانی دارید که از مسیر زندگی ابدی دور شدهاند. شما دراین فکر هستید که چه کاری میتوانید برای بازگرداندن آنها انجام دهید. وقتی با ایمان به او خدمت میکنید، میتوانید به سَروَر تکیه کنید تا به آنها نزدیکتر شوید.
شاید وعده سَروَر به جوزف اسمیت و سیدنی ریگدون را به یاد آورید هنگامی که از خانوادههای خود دور بودند و به خدمت به او میپرداختند: «همانا، بدین گونه سَروَر به شما دوستانم، سیدنی و جوزف می گوید، حال خانواده های شما خوب است؛ آنها در دستان من هستند، و من آنچه به نظرم خوب است برای آنها انجام می دهم؛ زیرا همۀ قدرت در من است.»
همانطور که زخمهای نیازمندان را میبندید، قدرت سرور شما را پشتیبانی خواهد کرد. دستان او همراه با دستان شما برای یاری و برکت دادن به فرزندان پدر آسمانی دراز خواهد بود.
هر خادم پیمان بستهٔ عیسی مسیح، هدایت او را از روح القدس دریافت خواهد کرد، همانطور که برای او دیگران را برکت میدهند و خدمت میکنند. آنگاه محبت او را احساس خواهند کرد و از نزدیک شدن به او شادی خواهند یافت.
من شاهدی بر رستاخیزی سَروَر هستم، به همان یقین که گویی همان شب با آن دو پیرو در خانهای در جادهٔ عمواس حضور داشتم. من میدانم که او ذیحیات است.
این کلیسای راستین اوست—کلیسای عیسی مسیح. ما، در روز داوری، رو در رو در برابر منجی خواهیم ایستاد. آن زمان شادی بزرگی برای آنها خواهد بود، کسانی که در این زندگی در خدمت، به او نزدیک شده اند و مشتاقانه میتوانند انتظار شنیدن این سخنان را داشته باشند: «آفرین، ای غلام خوب و امین.»
من چنین گواهی میدهم به عنوان یک شاهد از منجی رستاخیز شده و ضامن ما، به نام عیسیمسیح، آمین.